ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

557

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

هميشه از حق خود محروم شده‌ام » . [ شرح ] ( 3441 - 3359 ) أبو عبد اللّه روايت كرده است كه علي ( ع ) براي طواف خانهء خدا حركت كرد وتصميم گرفت كه طلحه وزبير را تعقيب كند وبا آنها بجنگد . فرزندش حسن ( ع ) پيشنهاد كرد آنها را تعقيب نكند وبه فكر جنگ با آنها نباشد ، امام ( ع ) در جواب پيشنهاد فرزندش اين كلام را ايراد فرمود . در بارهء علّت نقض بيعت طلحه وزبير چنين روايت كرده‌اند كه پس از مدتي كه از بيعت آنها با امام ( ع ) گذشت نزد آن حضرت رفتند وگفتند تو مىدانى كه عثمان بر ما ستم روا داشت ودر تمام مدت خلافتش به بنى اميّه متمايل بود واز آن حضرت خواستند كه استاندارى دو شهر كوفه وبصره را به آنها واگذار كند ، امام ( ع ) فرمود باشد تا فكر كنم . بعد با عبد اللّه بن عبّاس در اين مورد مشورت كرد ، امّا أو مصلحت نديد وقتي كه طلحه وزبير مجدداً به نزد حضرت آمدند امام ( ع ) خواستهء آنها را ردّ كرد وآنها از اين امر به خشم آمدند وكردند آنچه كردند . اصمعى در مورد لغت « لدم » گفته است : انداختن سنگ ريزه يا مثل آن بر زمين است . اين گفته ومعنى قوى واستوار نيست . ونيز گفته‌اند كه كفتار به نوعي سرگرم شده ودر لأنه خود باقي مىماند تا صيد نشود ، همچنين در نحوه صيد كفتار نقل كرده‌اند كه صيّادان در جلو لانهء أو سنگ مىگذارند وبا دستشان به در لأنه مىزنند وكفتار سنگ را صيد مىپندارد وبراي شكار آن از لأنه خارج مىشود ولى خودش صيد مىشود . گفته‌اند كفتار از نادانترين حيوانات است واز حماقت آن چنين گفته‌اند كه صيّادان وارد لانهء آن شده ومىگويند اين كفتار نيست ويا مىگويند اين كفتار مست است ، كفتار بىحركت مىماند تا پايش را با ريسمانى كه تهيه